بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

117

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

چشم به هم چسبيده باشد شير مرضعه و غيرها بر پنبه پاكيزه دوشيده بر چشم‌ها طلا كنند و شير دخترى بهتر از شير پسرى بود . و پنبه كهنه دود گز داده گرم بر پشت چشم‌ها بستن جهت درد صعب و ورم پلك‌ها به غايت مفيد بود و به بول گرم شستن عظيم نافع آيد . و بعد سه روز زيره و مغز جوز برابر باهم نيكو سحق كرده به آب دهن بر كف دست كرده آن را بسيار بسرشند و همچو مرهمى سازند و بر روى پنبه كنند و شير بر آن دوشيده بر پشت چشم او ببندند شب‌ها و روزها ، درد و ورم و برهم چسبيدگى را عظيم مفيد بود به تخصيص در سرما و در رمد ريحى ؛ و بسيار را ديدم كه بدين تدبير صحت مىيافتند و اگر مزيد بدين احتياج افتد دواء الرمد سفيده به دستور كه در علاج رمد مزبور است به كار دارند و پرهيز همان نوع نمايند . و تا ممكن باشد هيچ دواى قوى به گرد چشم اطفال و كودكان خرد نبايد بردن كه چشم ايشان به غايت نازك است و بيم مضرت‌هاى ديگر باشد . آب رفتن از چشم بىدردى و بىافتادن چيزى در وى [ علت ] چون سبب اين رفتن آب در گوش بود به وقت غسل و غيره از يك چشم آب آمدن بدان شاهد بود . علاج آن است كه فتيله از پنبهء خشك در گوش او نهند از آن جانب و او را هم بدان گوش خوابانند تا آب ها منجذب بشود و بازگردد و اگر باز به پشت خسبند و منفذ گوش طفل را بر دهن نهند و به نفس بكشند تا آب‌ها بيرون آيد نيكو بود و اگر آرد ميده در آن منفذ نيكو پر كنند و بر آن خسبند نيكو بود . بيرون خاستن خانهء چشم علاج آن است كه حضض يكى را با شير مرضعه ساييده و بر پنبه كرده بر پشت چشم او طلا كنند و به طبيخ بابونه سر و چشم او مىشويند و همچنين به آب بادروج بعد طلا و كحل عوام با گلاب در كشيدن مفيد آيد . و طفل و مرضعه فى الجمله از مقويات معده به كار مىدارند و از خوردنىهاى نفاخ و بلغم‌فزا پرهيز مىكنند و اكثر اوقات چشم را بسته مىدارند . ماندن چيزى در بينى [ علت ] اين به وقت غذا خوردن واقع شود كه به عطسه يا سرفه و غيره چيزى به راه بينى در جهد و بماند و طفل آن را نتواند بيرون كردن و گفتن . و آن دغدغه كند و متعفن گردد و بخار آن دماغ او را رنجه دارد و از اين جهت همواره متوحش باشد و بدخويى و بىآرامى كند و دست بر بينى خود از آن جانب مالد و به غذا و غيره نيكو ميل نكند . و زردى لون و بدخوابى و ضعف و نحافت پديد آيد و باشد كه از وحشت آن تب نرمى لازم بگيرد و نيامدن نفس از آن طرف بىنزله و دست بر آن ماليدن هر ساعت بر آن وحشت و بر آن حالت گواهى دهد . علاج آن است كه بينى او را تمام از بيرون و درون چرب دارند نيكو و به وقتى كه در خواب باشد او را به پشت باز خوابانيده و چند قطره روغن در منفذهاى بينى او بچكانند و بعد در وقت بيدارى چيزى معطس ببويانند تا عطسه كند . اگر بدان بيرون آيد فبها و الا او را به پشت خوابانند